آنچه از معماری میدانم


رنزو پیانو Renzo Piano

سلام.

من بعد از یه مدت طولانی اومدم.                                                                         

                                          

رنزو پیانو در سال 1937 در جنوآ، ایتالیا در خانواده ای معمار به دنیا آمد. تحصیلات خود را در پلی‌تکنیک میلان انجام داد. هنگامی که دانشجوی معماری در دانشگاه پلی تکنیک معماری میلان بود مرتب از پروژه های ساختمانی پدرش بازدید می کرد که این بازدید ها تجربه های علمی و کارآمدی را برای او به ارمغان آورد. پدر، چهار عمو و برادرش همه پیمانکار ساختمانی بودند.

دفتر فنی و کارگاه رنزو پیانو در سال 1980 در پاریس و جنوآ ایتالیا شکل گرفت و اکنون حدود 100 مهندس، معمار و متخصصین دیگر در قسمتهای مختلف شرکت مشغول به کار هستند که همگی معتقد به ساخت ساختمانهای کارآمد و آزمودن ایده هایی هستند که منعکس کننده ایده های رنزوپیانو است.

در حالی که کارهای او آمیخته با تکنولوژی روز معماری می باشد ولی ریشه و اصل کارها به طور واضح نمایانگر فلسفه و سنت ملی کلاسیک ایتالیا است.

از آثار بزرگ این معمار مشهور ایتالیایی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ساختمان تاسیسات شرکت اتومبیل سازی فیات FIAT در شهر تورینو ایتالیا
  • استادیوم فوتبال شهر باری ایتالیا
  • مرکز فرهنگ و هنر جرج پمپیدو (Centre Pompidou) در پاریس
  • فرودگاه شهر Osaka ژاپن
  • Potsdamer Platz پوتز دامر پلاتز در شهر برلین آلمان
  • مجموعه برج های سیدنی استرالیا
  • ساختمان مرکز علم و تکنولوژی ملی هلند در شهر آمستردام
  • ساختمان آکادمی علوم ایالت سانفرانسیکو آمریکا
  • مجتمع ورزشی راوانا
  • ایستگاه مترو جنوا
  • پایانه مسافربری کانسای
  • مرکز طراحی مرسدس بنز در اشتوتگارت
  • و..

 

 

 مرکز تجاری جرج پمپیدو در پاریس (نماد معماری های تک)

 

ایستگاه مترو جنوا

 


معمار جوان youngarchitect_n83@yahoo.com

آتشگاه اصفهان

آتشگاه اصفهان

از آتشکده هایی که در عهد ساسانیان ساخته شده، تعداد قابل توجهی در نقاط مختلف ایران، هنوز به چشم می خورد. ایرانیان قدیم پیش از آنکه به دین اسلام درآیند، پیرو آیین زرتشتی بودند و در آیین زرتشت برای تجلیل آتش که به نظر آنها یکی از اصول چهارگانه مقدس بود، تشریفاتی انجام می دادند و هنوز هم انجام این تشریفات در میان ایرانیانی که آیین قدیم خود را حفظ کرده اند، معمول است.

آتش مقدس در آتشگاه های محفوظ نگهداشته می شد و نمی بایست هیچوقت خاموش شود. از آنجا در مواقع مشخصی ترکه های چوبی را مشتعل می کردند و به آتشکده ها که بواسطه سبک معماری شان به «چهارتاقی» مشهورند، می آوردند و مراسمی انجام می دادند و سرودهایی می خواندند و مردمی که در اطراف این چهارتاقی گرد آمده بودند، در انجام این مراسم شرکت می کردند. بسیاری از این آتشکده ها پس از اسلام در ایران تبدیل به مسجد شد، ولی آتشکده هایی که در نقاط دوردست یا کم جمعیت قرار داشتند، به حال خود باقی ماندند و مسلمانان قرون اولیه اسلامی فراموش کردند که این چهارتاقی ها در بالای ارتفاعات برای چه منظوری ساخته شده اند و به همین دلیل است که غالبا تصور می شود که این ساختمان های کوچک و محقر برای دیده بانی یا خبر رساندن بوسیله آتش برپا شده و گاهی نیز افسانه هایی ساخته، به آنها نسبت می دهند.

آتشگاه_اصفهان <Click to enlarge> آتشگاه_اصفهان <Click to enlarge>

مهمترین آتشکده های عهد ساسانی عبارتند از : آذر فرنبغ  ، آذر گشسب و آذر برزین مهر. آثار برجای مانده روی قله کوه منفرد آتشگاه در مغرب اصفهان که مشرف به جاده اصفهان و نجف آباد است و از خشت های ضخیم که بوسیله ملاط رس و قطعات نی به یکدیگر متصل شده اند، تشکیل شده؛ به احتمال قوی، اساس و بنیاد یک آتشکده از دوره ساسانیان است که بعدا در دوره های اسلامی، آثار دیگری بر آن افزوده شده. محل امروزی آتشگاه در 9 کیلومتری غرب شهر اصفهان، ناحیه ای از بلوک « ماربین » و مشرف به بستر رودخانه زاینده رود است. بلوک ماربین ، شامل سده ( همایونشهر- خمینی شهر ) و قرای اطراف آن است. شمال آن کوه سید و محمد و جنوب آن، آتشگاه و زاینده رود است.

 

 


معمار جوان youngarchitect_n83@yahoo.com

آلودگی

 

اول بريم سر موضوع (۱) :

وقتی توی خيابانهای تهران قدم ميزنیم نمای نامناسب ساختمانها در کنار يکديگر ، عدم تناسب رنگها ، کوتاه و بلند شدن نا منظم ساختمانها در کنار يکديگر ، غول پيکری ساختمانهای مرتفع که گاه ياد آور رعب و اضطراب هستن و بی احساس بودن معماری ظاهر اونها ، خيابانهای نامنظم و گاه با گوشه کنار های  کنده شده ،حضور ممتد اتومبيل های دودزا و فرسوده ، سر و صداهای ممتد و گوشخراش ، کمبود اکسژن و تنفس دود و هوای آلوده ، انتظارهای طولانی پشت چراغ قرمز، حضور گداها در معابر که زهن انسانها را آشفته و دلهاشون را غمگين می کنه، دستفروشی های سر گذر و... تنها بخشی از ظاهر نامناسب زندگی در ين شهرهاست که چشم را آزار ميده.

وقتی به دقت به زندگی در تهران نگاه می کنيم می بينيم که آزار دهنده ترين مسئله ای که حتی در منزل هم ما را خيلی راحت نميذاره آلودگی هواست... آلوده بودن هوا تنفس  را مشکل می کنه و خستگی را زياد ... برای همينه که وقتی از سرکار به خانه بر ميگرديم ،احساس خستگی شديد می کنيم. و يا حتی اگر برای خريد مايحتاج  يک ساعت بيرون می ريم و بر می گرديم می بينيم که احساس خستگی می کنيم.  احساس خستگی ناشی از آلودگی هر روزه می تونه همراهمون باشه! وقتی خسته ايم نياز به استراحت داريم ، انرژی برای انجام کارهای بعدی کم ميشه ، بازده کاری پايين مياد ، شادی کمتر ميشه ، از زندگی کمتر لذت می بريم، دچار تنش های عصبی ميشيم ، امکان مشاجره بالا ميره و... هزار نکته ديگه بوجود مياد. بهتره بيماريهای ناشی از آلودگی را هم از ياد نبريم  

با توجه به جمعيت زياد شهر تهران و اينکه درصد بالايی از اين جمعيت از آسيب های آلودگی در امان نيستند به اين نتيجه ميرسيم که درصد زيادی از کار مفيد جامعه ، در حالی که انرژی زيادی صرف ميکنه ، تلف ميشه و از بين ميره ، بنابراين قسمت عمده ای از مشکلات حل نشده باقی می مونه و احساس نارضايتی موج زيادی از مردم را در بر می گيره .

مسئله ی ديگه ای که در راستا و همزمان با مشکل آلودگی بوجود مياد و خود عامل مهم وجود آلودگی ميتونه باشه . مشکل ترافيک - مخصوصا از نوع درون شهری- ست . ترافيک نه تنها موجب هدر رفتن زمان زيادی ميشه و انسان را با کمبود وقت برای رسيدن به اهدافش می کنه ،بلکه  مشکلاتی نظير خستگی ، عصبانيت ، تاخير در زمان ، غير قابل پيش بينی  بودن،  مشکل ايجاد کردن در برخی برنامه ريزی ها و .... بوجود مياره .

باتوجه به اينکه تردد زياد ماشين ها موجب ترافيک و آلودگی ميشه ، و قرار گرفتن در پشت چراغ قرمزها مدت کار ماشين ـ و هوای آلوده خارج شده از ماشين ـ را چند برابر ميکنه . نتيجه می گيريم که حل مشکل ترافيک ، قسمت عمده ای از مشکل آلودگی را برطرف ميکنه ، بنابراين به دنبال راه حلی برای اين مشکل می گرديم. 

مهمترين دليل وجود ترافيک حضور ماشين های زياد شخصی ست که در اکثر اونها فقط يک يا دو سرنشين قرار داره ،  سوالی که اينجا مطرح ميشه اينه که چرا مردم ترجيح ميدن از ماشينهای شخصی برای شرکت در اداره ها استفاده کنند !؟ و چرا وقتی با خيلی از شهروندان که برخورد ميکنيم و در مورد  زندگی در تهران ازشون می پرسيم ، نکته ای که ذکر می کنند داشتن ماشين در تهران لازمه!

به نظر مياد مشکلات موجود در سيستم حمل و نقل درون شهری اولين جواب باشه. وقتی شخصی  که ميخواد با اتوبوس به محل کارش بره ، می بينه علاوه بر اينکه بايد مدتی در ترافيک وقتش را به انتظار تلف کنه بايد مدتی در ايستگاه منتظر رسيدن اتوبوس باشه ، زمان حرکت اتوبوس هم  مشخص نيست ، از طرفی اگر جايی برای نشستن پيدا بشه ، لازمه در هر ايستگاه  اتوبوس بايسته. بنابراين اگر توانايی مالی داشته باشه ترجيح ميده از سواری يا ماشين شخصی استفاده کنه ، از اونجايی که ماشين شخصی مزايايی داره مثلا عدم پرداخت کرايه ،  برخورد با ساير مسافران و راننده ، راحتی جای نشستن و نبود سواری برای برخی مسيرها و ....  ماشين شخصی را ترجيح ميده.

اينطوری ميشه که تعداد ماشينهايی که هرروزه به خيابانه ميريزند خيلی زياد ميشه و ترافيک و آلودگی شديد به وجود مياد.

پس اين مشکل را چطور حل کنيم !؟

يکی از راهکارهايی که خوشبختانه دولت هم بری انجامش داره تلاش می کنه ايجاد متروست ، نمی دونم ايجاد مترو چه مقدار هزينه ، انرژی و زمان ميخواد؟ اما اگر دولت سعی ميکرد هزينه بيشتری صرف کنه و در زمان کوتاهتری به نتيجه برسه خيلی بهتر بود ، اين مسئله اونقدر مهم هست که برای به هدف رسيدنش طرح را در اولويت بالاتری قرار بدن.

حال فرض کنيم طرح مترو طولانی مدت باشه و به اين زوديها به نتيجه ی تام نرسه. استفاده از اتوبوسهای بيشتر ، همراه با نظم بيشتر بهترين و مهمترين راهکار ميتونه باشه ، حضور اتوبوسهای بيشتر نبايد آرام آرم و در مدت طولانی به نتيجه برسه ؛ چرا که اگر در طول چند سال بخواد اين کار انجام بشه ، تا زمان  ورود اتوبوسهای جديد ، تعدادی از اتوبوسهای قبلی فرسوده ميشن که بايد اونها را از نوبت خارج کرد ، بنابراين افزايش اتوبوسها  نمی تونه خيلی زياد باشه. اما اگر اينکار در کوتاه مدت و با کميت زياد انجام بشه ، موفقيت بيشتری خواهد داشت.  

وقتی اتوبوسها زياد بشن ، و مردم  از نظر  زمانی و راحتی مکان نشستن با مشکلات کمتری مواجه بشن ، مسلما به سمت وسائط نقليه روی خواهند آورد . راهنمايی رانندگی هم می تونه  ـ بعداز اينکه اتوبوسها به طور گسترده وارد عرصه شدند ـ با ايجاد محدوديت هايی از قبيل زوج و فرد کردن شماره ماشين ها يا جلو گيری از حضور ماشين های تک سرنشين و قوانين ديگر...  مردم را بيشتر به اين سمت هدايت کنه. و صدا و سيما هم با تبليغ های مناسب تشويق خوبی ميتونه باشه.

در کنار حل مسئله اتوبوس ، ارائه نظم و برنامه مناسبی برای تاکسی های درون شهری و استفاده از ماشين های گازی و عدم استفاده از اتومبيل ها و اتوبوسهای دود زا کمک مهمی به حل اين مسئله ميتونه باشه.

نکته ای که مطرح ميشه  بودجه و هزينه لازم برای اين کار، ميتونه باشه. يقينا سرانه کشور ( و تهران) به اندازه کافی ميتونه باشه که با برنامه ريزی درست ميشه به اين هدف رسيد.فکر می کنم اگر بخواهيم  مسائل ديگه ای را در اولويت بالا تر قرار بديم با توجه به دلايل ذکر شده و کاهش بازده کاری ، به احتمال ۹۹درصد ما هزينه و انرژی تلف شده بيشتری خواهيم داشت . و البته هزينه ی اين کار اونقدر نيست که منجر به تعطيل کردن برنامه های ديگه بشه ، فقط درصد هزينه های مصرفی و سرعت عمل برخی برنامه ها  کمی کاهش پيدا ميکنه 


معمار جوان youngarchitect_n83@yahoo.com

مدينه فاضله

با سلام

چيزی که چند وقتی ذهن منو به خودش مشغول کرده و با کوچکترين جرقه افکارم به اين سمت متمايل ميشن اينه که چطور ميشه مدينه ی فاضله داشته باشيم ، مشکلات زندگی در جامعه يا همين تهران چيه ؟ کدومهاشون اولی ترند و برای شروع از چه نقطه ای بايد آغاز کرد تا به نتايج بهتری داشت ؟ و چطور اين مسائل را حل کنيم ؟

مسلما بخشی از اين مسائل اقتصادی هستند که با راهکارهای مناسب اقتصادی حل ميشن و يا اگر مستقيما اقتصادی نباشن باز هم با صرف هزينه تا حدودی قابل حل اند و قسمتی هم  به ارزشهای معنوی ، اخلاقی و اجتماعی مربوط ميشن.

هرچند هنوز هم درگير حل اين مسئله هستم و هنوز به راه حل کامل و مطمئنی نرسيدم ، اما تا به اينجا به گزينه هايی رسيدم که فکر می کنم می تونه جز مواردی باشه که بايد به اونها توجه کرد. بيشتر به مسائلی که جنبه اقتصادی داره می پردازيم.. جنبه غير مادی اگه فرصتی پيش بياد بعدا بهش فکر می کنيم... چرا که مسائل مادی و غير مادی در کنار هم بايد حل بشن و در واقع در کنار هم مکمل آرامش هستند

نکته ای که اول به نظر مياد اينه که مسائل را به دو قسمت تقسيم کنيم : ۱- مشکلات زندگی در شهرهای بزرگ مثل تهران ۲- مشکلات موجود در شهر های کوچک و مسئله مهاجرت

 


معمار جوان youngarchitect_n83@yahoo.com

سانتيا کالاتراوا

 

در نوشته قبلی در مورد ساختمان بال دار صحبت شد، سانتياگو کالاتراوا طراح و معمار اين سازه کم نظير معرفی شد، فکر کردم بهتر باشه کمی بيشتر از اين معمار بدونيم.

سانتیاگو کالاتراوا ، شخصیتی که بیشتر به واسطه فعالیتهای معماری اش شهرت یافته است ، به هنر به عنوان انگیزه و محرکی برای خلق آثارش می نگرد . شیفتگی و تمایل وی به هنر در طی سالها را می توان در تعداد مبهوت کننده طراحی ها و مجسمه هایش تا به امروز ، درک کرد .در طی 20 سال گذشته ، وی بیش از 65000  اسکیس و طراحی در آرشیوش  جمع آوری کرده است . [   یعنی به طور متوسط روزی 9 شیت طراحی می کرده !! اونم طرح هایی که بدرد آرشیو شدن می خورده !آخر  پشتکار و فعالیت ! ]

کالاتراوا  بیان می کند که گوناگونی و تنوع در طراحی هایش  منعکس کننده اهمیتی است که وی به هر جزء می دهد ، به گونه ای که حتی اندازه و کیفیت کاغذ ، ایجاد کننده یک گفتگو میان خود و طراحی است .کتاب Santiago Calatrava Artworks  یا آثار هنری کالاتراوا ، دربرگیرنده حدود 200 اسکیس ، آبرنگ و ترسیمات مجسمه هایی می باشد که وی آنها را مبنای طرحهای معماری اش قرار داده است .

بسیاری از موضوعات و فرم های ارایه شده توسط او در این سطح ، به مجسمه هایی تبدیل شده اند که منبع الهامی برای پلها ، ایستگاه های قطار ، فرودگاه ها ، موزه ها و حتی میزهای غذاخوری بوده اند .
اسکیسهای اولیه کالاتراوا چندان حال و هوای معماری را ندارند ، تنها در مراحل اصلی طراحیست که واقع گرایی این اسکیس ها نمود می یابد . به هر حال وی از همان ابتدا که به دنبال بیانی هنری است ، نوع تفکر واقع بینی را نیز کنار نمی گذارد .

 همچنین کالاتراوا  چندین هزار طراحی از بدن انسان دارد که اکثر آنها بدون آنکه از روی مدلی خاص کشیده شده باشند ، تصوری ترسیم شده اند . شیفتگی شدید او به این زمینه در پرتره ها ، پیکرهای فردی و جمعی و پیکره هایی که تکامل یافته و در یک پروسه طراحی معماری دخیل شده اند ، بازتاب می یابد.

 

تعدادی دیگر از طرحهای وی شامل مجاورتی از مکعب ها و بدن انسان در حالت های مختلف هستند . برجسته ترین این نوع آثار ، تنشی پویاست که در نزدیک شدن پیکر یک دونده و تعدادی مکعب حاصل شده است .


کالاتراوا خود را یک طراح نمی داند .طراحی با کارش آمیخته شده و آنرا راهی دیگر برای کسب پتانسیل ایده هایی بر می شمرد که او را مجذوب می کنند .

 میزهای او از پویاترین طرح های مبلمان هستند . تعداد قابل ملاحظه ای از اسکیس ها ، نمونه های اولیه و میزهای ساخته شده وی بر پایه پیکر انسانی است که زانوها ، بازوان و یا سر ، شیشه ای را در بالا تحمل می کنند .این ترسیمات در واقع مجسمه هایی هستند که با سطح صافی که بر روی آنها قرار گرفته تغییر شکل عملکردی یافته اند ، به گونه ای که به جزئی اصلی از کل فرم تبدیل شده اند .

 

طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و  با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا  خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند - ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.

طرح ها و مجسمه های او را می بایست به عنوان کارهایی هنری در اصالت خودیش نگریست . در عین حال ، در اولین گام ها از پروسه خلاقیت کالاتراوا ، آنها یک لابراتوار یا فضایی برای رشد و جهت گیری کانسپت ها شکل می دهند ، تا وسیله ای شود برای روح بخشیدن به افکار و تجزیه وترکیب فرمها . این لابراتوار مخزنی را از ایده های گوناگون فراهم می آورد که از گفتگوی با طبیعت و  با فرمهای آشکار در تاریخ هنر و معماری [ ؟ ]ناشی می شود . در اینجا  خاطرات گذشته با تصوراتی از دنیای آینده آمیخته می شوند - ترکیبی از علم مهندسی ، ریاضیات ، طراحی به خودی خود و پاسخ سازه بویژه به نیازهای عملکردی.

 

                                        برگرفته از :   عشق،هنر،معماری


معمار جوان youngarchitect_n83@yahoo.com